..::XTAZI::..
ببخشید که دیر شد
امروز براتون چنتا عکس از 50cent و کلی خاننده آوردم.
توی ادامه مطلب
امروز براتون آهنگ آتیش بازی از آتیش محمود رامتین و حامد بیلکس
حتما دانلود کنین خیلی خداس
توی ادامه مطلب

امروز براتون یه آهنگ توپ از 50cent آپ کردم همتون کف کنید
اسمش هست Funeral_Music
![]()
![]()
![]()
.jpg)
توی ادامه مطلب
ميگي اين همون چيزيه که تو روياها ميديدي
ميچيني واسه رسيدن به چيزي که آرزوته
آره اونه چيزيکه کمک تو باشه پوله
حال و روز ما که همه چي رو ميبينيم اينه
شايد بايد ببنديم چش و گيريم اين ميشه
اما ديدني ها رو ديديم و ديگه دير شده
ميگه اين ديگه دنيا و توي دين پره
که به دنيا و هرچي که توشه دل نبند
چشم من خيلي چيزا رو گرفت و ول نکرد
تقصيرمن نيست پسر اين کار دله
اين بار که شعر من نيس اين کار دله
اين باره چشمه بچه اين که چاره نشه
ميخواد بخره اسباب بازي و پدر بيچاره
نکه نخواد اما توي جيب پولي نيست ديگه
دستش رو سر پسره ميگه روزي ميرسه
که تو به هر چي که ميخواي ميرسي پسر
از پدرمن بود پسر اين رسيد به من
نيس کسي که ضرب ازاين حسي که من دارم دربياره
پي بي حسي به من ميده دليل رپم اينه
هميشه من از اين يه ديدم اون مرضي که
دارم در عذابم بدون نفهميه که
اگه ديده نباشه دل ساکته ماها قربانيه
چشيم اين ثابته
(((ز دست ديده و دل هر دو فرياد
که هر چي ديده بيند دل کند ياد
بسازم خنجري نيشش ز فولاد
زنم بر ديده تا دل گردد آزاد)))
سخت شده ريسکش که بيصدا هر چي بدخواهه بشه بي صدا
بزار از اين قانون يه کم بيشتر بگم هر چند منتقدين من ميخوام بيشتر بشن
قانوني که بحثشه قانونه جنگله ضعيف ميميره هميشه قوي سر تره
اينجا خيابونه چشاتو يکم واکن قانونشو شرح ميدم باش يکم تا کن
اينجا کفش آسفالته با اين حال که ناجا هست امکانش هست حق پايه مال شه
چه لاتايه بيخطري که تو زندونن چون که هرکي هرچي زور گفت بر ضد بودن
تقصيره من چيه؟ اگه دفاع کارم کلي حرف واسه زدن اين دهن بزاره دارم
(((ببين ببين به من دست بند نزن
چرا اينو که ميزني بهم ميگي حرف نزن
بزار بگم من يه قرباني از جنگلم
من يه ، من يه قرباني از جنگلم))))
منو تو هر کدوم قربانيبه به يه نوبه ايم
ميدونم تو ي دلت داري مثه من يه عقده اي
جامعه که ما رو تو خيابون بار آورد خشونت ديديم نه يه بار بلکه بارها شد
چه تيغه هايي که کشيده شدن رو اين بدن زود ميميره کسي که ميگه رويين تنم
اينجا کفش آسفالته يه پاسگاست که قانون اساسي هم توش ميشه پايمال شه
چرا هنوز زندم اين واسه من يه سواله بايد طور ديگه بميرم ازرائيل تزو داده
ما بين يه گله گرگ بزرگ شديم ما عين يه بچه گرگ خوب گرگ شديم
روح بچه سياه نيست وقت تولد همون بچم اما بچه تلف شد
من بيگناهم خدا هم شاهده فکر ميکني بشه کسي به خدا هم باج بده
(((ببين ببين به من دست بند نزن
چرا اينو که ميزني بهم ميگي حرف نزن
بزار بگم من يه قرباني از جنگلم
من يه ، من يه قرباني از جنگلم )))
من يه قريانيم مثه خيليها روزي که روح آزاد بشه کي مياد
آدماي دور تو همگي لاشخور صفت نهايت تو هم ميشي لاشخور چه بد
خيليا زندن چون که کشتن جرم انسانيت کو کشتن مرده
پشتم شد به جامعه عقدم توي رپ شد تا دسه
اينا همه باعث اين شدن فاصله بين عشق و نفرت زياد شه
چون خيابون غاصبه ميگيره عشق و از تو نفرت به جاش
نگو چرا ناراحتي حرصم به جاش دستبند و باز کن چونکه بازم حرف دارم
من حرفام راسته ميکنم دفاع ار کارم
بذار بگم من به قرياني از جنگلم من يه قرباني
(((ببين ببين به من دست بند نزن
چرا اينو که ميزني بهم ميگي حرف نزن )))
بزار بگم من يه قرباني از جنگلم
من يه ، من يه قرباني از جنگلم
امروز براتون آهنگ welcom to detroit city از eminem ft trick trick رو آپ کردم
توی ادامه مطلب
دانلود کنید حالشو ببرید

امروز اومدم بگم
این بی شعورایی که,که که خوری میکنن خفه شن که که خوری ممنوع کیرمنم نمیتونی بخوری
اکسید اگه جرات داری ایمیلتو بزار
اگه خایه لاپات بود ایمیلتو میزاشتی
((((پشم کیرمم نیستی))))
پس که که خوری نکن
چند روز پیش یکی از رپرا گفت رپرای بزرگ بدجوری باهم بد شدن ! منم رفتم جریانو از یک منبع معتبر پرسیدم ! :
ابلیس چون با اتم دعواش شده بود (اتم از قبل با پیشرو هم دعواش شده بود)ابلیس زنگ میزنه به پیشرو اون موقع اتم میخواست با پیشرو آهنگ بخونه حسین ابلیس دو بهم زنی میکنه و دعوا راه میندازه بعد یه جا که همدیگرو میبینن هیچکس میاد آشتیشون بده(پیشرو و ابلیسو) نمیتونه از اونورم به خاطر نارویی که ابلیس به هیچکس زده(سر آهنگ رپ فارس) که سبک هیچکسو دزدیده یعنی هیچکس تو آلبوم جدیدش اینجوری خونده ولی ابلیس شنیده و دزدیده٬با ابلیس هم دعواش میشه سروش ٬تهی هم که با سروش از قبل دعوا کرده بودن میاد طرف ابلیسو میگیره٬اتم و ابلیس که باهم آشتی نمیکنن !و پیشرو هم به خاطر ...مالی از هیچکس داره زدبازی رو دیس میکنه چون چند وقت پیش قرار بوده یه آهنگی هیچکس-تهی-ابلیس-زدبازی و اتم بدن سر کار سامانو سروش دعواشون میشه کار کنسل میشه پیشرو هم حس ...مالیش گل میکنه و میخواد دیس تراک زدبازی رو بخونه....
این رفیق ما چیزای جنجالی ترم گفت اما نمیتونم تو وبلاگ بزنم شرمنده...
امروز براتون میخوام yahoo 360 هیچکس رو بزارم
حالشو ببرید.
((((به همراه عکس))))
توی ادامه مطلب
همراه با متن آهنگ
حتما دانلود کنید خیلی خداست
به نام drama-setter
میزارمش تو ادامه مطلب
.jpg)

میزارمش تو ادامه مطلب
مقالهای که در زیر میخوانید بهوسیله سردبیر سایت *زیرزمین* (www.zirzamin.se) نوشته شده. این سایت تبدیل به مرکزی برای تجمع موسیقیدانان ایران شده که با مشکلات زیادی در حرفه خود، مخصوصاً در راه ارائه کنسرت، روبرو هستند.
***
این روزها دیگر نمیتوان با موسیقی *رپ* و *هیپهاپ* فقط بهعنوان یک پدیده فرهنگی منحصر به سیاهپوستان آمریکا برخورد کرد. این موسیقی تبدیل به یک شاخه فرهنگی جهانی برای جوانانی شده که از طریق آن علائق و بینش خودرا مرور میکنند. با اینکه سرچشمه حیات آن معمولاً محله *برانکس* در نیویورک در اواسط دهه هفتاد میلادی و دیجیهای آن زمان شناخته شده، ولی در ریشههای فرهنگی، التقاطی و گزینههای فردیاش، تنوع زیاد و عمیقی دیده میشود.
من در سال ۲۰۰۳ در مورد یک رَپكار ایرانی به اسم {دیو} نقدی نوشتم، که شاید بیشاز حد سختگیرانه بود، ولی در آن مقطع میخواستم این نکته را بیان کنم که موسیقی رپِ ما، در مقایسه با راک ایرانی، جهش و بلوغ چندانی نشان نداده.
ولی امروز اوضاع تغییر کرده و چشمانداز جدیدی جلوی روی ماست. نگرش جامعه بازتر شده، و همراه آن، جوانان ایرانی تمایل بیشتر و جدیتری به ابراز وجود نشان میدهند. در مقایسه با سه سال پیش، اکنون میتوان گفت که این موسیقی راک جوانان ماست که در مقایسه با هیپهاپ، از ایجاد یک حرکت واقعی غافل مانده. یعنی موسیقی رپ ما، هرچند که دستش از ایجاد تنوع خاص ایرانی کوتاه مانده، ولی در جلب جوانانی که با فرهنگ «کوچهبازار» ما آشنایی و به طرز فکر و زبان مخصوصش دلبستگی دارند، موفقیت زیادی داشته و این با طبیعت رپ مطابقت زیادی دارد، که خود نقدی بیپرواست بر فرهنگ جوانان درونشهری، چه از لحاظ علایق و تمایلات و کششها، و چه مشکلاتی که آنان را احاطه میکند.
ادعا نمیکنم که سرانجام این موج موسیقایی تحولی اساسی در فرهنگ ما بهوجود خواهد آورد، ابداً. برعکس، حتی خبری هم از نوعی آگاهی اجتماعی جدید در آن دیده نمیشود. رپ در ایران تا امروز فقط وسیلهای برای ابراز بیگانگی و تقابل بعضی جوانان ما با فرهنگ حاکم بوده، و ظرفیت ایجاد تغییرات اساسی اجتماعی را بههیچوجه از خود نشان نداده. ولی شاید بتواند موفق به ایجاد نوعی شاخه فرهنگی شود که بینش کمتظاهرتر و واقعیتری را عرضه میکند.
در هیپهاپ ایرانی، که بیشتر از شاخه رپ تغذیه میکند، روز به روز شاهد تغییر و تحولات زیادی هستیم. به همین دلیل، برای درک بهتر از نوآوریها، پیشرفتها، و محتوای موسیقایی آن، باید با نقدهایی از جنبه فرهنگی و نظری سعی بر شناخت عمیقتری از آن داشته باشیم، که این خود به اغتنای محتواییش نیز در دراز مدت کمک خواهد کرد. این کوشش شاید در راه ایجاد یک شاخه موسیقایی جدید، مستقل و غیروابسته که متعلق به گروه سنی خاصی هم نیست مفید باشد.
به عقیده من، چهار گروه متفاوت در صحنه هیپهاپ ما دیده میشوند:
الف/ افراد یا گروههایی که از روش خشن و متهاجم خاص «گانگستا/رپ» استفاده میکنند. من نام اینان را «رپرهای خیابانی» گذاشتهام، چرا که برای بیان درک خود از زبان کوچه وخیابانی سود میبرند، و از رکیک بودن افکار و طرزبیان خود نیز ابایی ندارند. حتی گاهی اوقات، نوعی جنسیت زیادی مردانه و اغراقآمیز در آن دیده میشود، که همین هم باعث میشود که من از کل این ژانر دلزده و مایوس شوم. در واقع قسمتی از وجودم از اینکه این ژانر میتواند بیپرده به بیان جزییاتی بپردازد که در جامعه ما همیشه تابو بوده، خوشحال است، ولی تحمل مداحی در باب مواد مخدر و توهینهای زشت به زنان را هم ندارم.
ولی سؤال اینجاست: ما از هنر چه انتظاری داریم؟ جواب من اینست که ما از هنر میخواهیم که آزاد باشد. خوبست که همه شخصیت هنرمند، یعنی تمام علایق و افکار و ترسها و هوسهایش را، بتوان به طرزی سهبُعدی مشاهده کرد، تا بهتر متوجه واقعیت وجودی آن در زمان و فضای آن باشیم که در نهایت ما را در درک خودمان و محیطمان یاری خواهد کرد. منظور از هنر ایجاد سراب اجتماعی، یعنی دروغهایی هنرمندانه، که جامعه را بر طبق آرزوهای ما ترسیم کند، نیست. بهتر اینکه هنرمند را آزاد بگذاریم تا خود واقعیاش را به ما معرفی کند. در ضمن، بیایید خودمان حساب خوب و بد و درست و غلط را از دست ندهیم. هرکسی دوست دارد افکار خودرا با آزادی بیان کند، ولی ما هم، بعنوان افرادی که در مجموع جامعه را تشکیل میدهیم، این حق را داریم -- و در حقیقت این وظیفه را بهدوش میکشیم -- که درست را از غلط تمییز دهیم و هر عقیدهای را که میشنویم بی تعمق قبول نکنیم.
مهمترین و تاثیرگذارترین هنرمندان ما در این شاخه هیپهاپ، «زد بازی»،«پیشرو»،«تهی»،«ابلیس»، و «هیچکس» هستند.
«هیچکس»، بدون تردید، خلاقترین و مستقلترین هنرمند در هیپهاپ ماست. من اعتقاد دارم که ترکیب موسیقی او با فرهنگ خیابانی ما مستقل از شاخههای سیاهپوستی این ژانر صورت گرفته است. اشعار او، موسیقی او، ضربهایی که استفاده میکند، و صدای او، مجموعهای خلاقانه را تشکیل میدهد، و در ضمن بیان بیپرواییست از زندگی شخصیاش. او یکی از پیشگامان «رپ خیابانی» است که خوشبختانه به مسئولیتهای اجتماعی خود بهعنوان یک هنرمند محبوب و مورد تحسین جوانان واقف است. او از تمام هنرمندان ما بیشتر به نبض جریانات خیابانها آشناست. او صدای خاموشنشدنی یک نسل فراموششده است.
ب/ دومین گروه رپرهای ما خیلی دستبهعصاتر و با انضباطترهستند و افکار و رفتارشان هم با معیارهای اجتماعی همخوانی بیشتری دارد. در این گروه به اسمهایی از قبیل «ام-زیپر»، «هارنیک»، «تروت اسپیریت» (روح حقیقت)، و «سالومه» برخورد میکنیم. اینها مخاطبهای بیشتری را دربر میگیرند و این قابلیت را دارند که تصویر مثبتتر و امیدوارانهتری را از نسل خود ترسیم کنند، و حتی شاید بتوانند معیارهای فرهنگی را نیز در جهت بارورتری یاری کنند.
ج/ بعد میرسیم به رپرهایی که بیشتر در صدد محبوبیت خود و استفادههای اقتصادی از این موسیقی هستند. نهایتا آهنگهای این افراد در مسیر رایج جامعه واقع میشود و تلاش نمیکند چیزی ورای سرگرمی ارائه دهد. دو تن از این افراد «شاهکار بینشپژوه» و «فا-تریتوری» هستند.
د/ در نهایت، میرسیم به رپرهایی که در خارج از ایران فعالیت میکنند. اینها در دنیای هنری خاص خودشان زندگی میکنند که ربط مستقیمی به واقعیتهای جامعه در ایران ندارد. بعضی از این دوستان با استعداد «عرفان»، «داد»، «پرینس-پ» (شاهزاده-پ)، «پرژین پرینس» (شاهزاده ایرانی)، «فارض»، و «دیو» هستند.
معتقدم که موسیقی رپ راه خوبی برای ابراز وجود در برابر نسلی قرار داده که احساس میکند در موقعیتی گیرافتاده که زندگی روزمرهاش را تحت تأثیر خود گرفته است. رپ قدرت و صراحت لهجهای دارد که میتواند دغدغههای شخصی گروههای مختلف جامعه را بیان کند و شرح دهد. با بیشتر شدن مخاطب این موسیقی شاید نیاز به تغییرات اجتماعی نیز بهوجود بیاید.