تبليغاتX
..:::PERSIAN RAPPERS:::..

..:::PERSIAN RAPPERS:::..

..::XTAZI::..

رررررررپ

+ نوشته شده در  ساعت   توسط XTAZI  | 

متال بازا

چندتا از متال

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط XTAZI  | 

اینم بنلادن


+ نوشته شده در  ساعت   توسط XTAZI  | 

اینم چندتا بچه


+ نوشته شده در  ساعت   توسط XTAZI  | 

سلام بچه ها

من دنبال یه آهنگ ساز میگردم که برای سبک رپ بتونه شعر بگه(اگه خدا بخواد ما هم میخوایم بریم توکار رپ)

تو قسمت نظرات پیغام بزارید

+ نوشته شده در  ساعت   توسط XTAZI  | 

اینم emziper

Title

Download

Lyrics

Time

Konkoor 4:18
Farghe Adamaa 4:17
Khodeto Gom Kon 5:22
Ba Man Bekhoon 4:58
Hayfe Vazheye Khiyanat 6:26
Zendegit Chate 4:34
+ نوشته شده در  ساعت   توسط XTAZI  | 

جوک

111- عربه ميره داروخونه ميگه:‌ ولك هزار تا ميخ داري؟! يارو ميگه: ‌نه. دوباره فردا مياد ميگه: ولك هزار تا ميخ داري؟! باز يارو ميگه: نه برادر، ‌اينجا داروخونس، ميخ فروشي كه نيست! هي چند روز اين اتفاق ميفته، يارو با خودش ميگه:‌ بگذار برم هزار تا ميخ بخرم يه سود حسابي بكنم. فرداش دوباره عربه مياد ميگه:‌ ولك هزار تا ميخ داري؟! يارو ميگه:‌ آره، 3 تا كارتون ميخ مي‌گذاره ‌،‌ عربه يك نگاه مي‌كنه ميگه‌اََاَ.جلو عربه... ...ه! ولك توچقدر ميخ داري::!

112- تركه وزير مخابرات ميشه بعد از يه هفته مخابرات ورشكسته ميشه! از طرف دولت هيئتِ تحقيق تشكيل‌ميدن، مي‌بينن براي رفاه حال جامعه ورداشته همه گوشي‌هاي ‌تلفناي همگاني رو بيسيم كرده!

113- تركه ساندويچ‌فروشي داشته، ‌يك روز يك بابايي مياد ميگه: ‌قربون يك ككتل بده، ‌فقط بي‌زحمت توش گوجه نگذار. تركه ميگه: آقا امروز اصلا گوجه نداريم، ميخواي خيارشور نگذارم؟!

114- به تركه ميگن چند تا بچه داري؟ ميگه 2 تا . مي‌پرسن: كدومش بزرگتره؟ ميگه: خوب اوليش!‌

115- تركه ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!

116- تركه دوتا دزد مي‌گيره، زنگ مي‌زنه به 220!

117- از تركه ميپرسن آرزوت چيه؟ ميگه:‌ كاشكي تبريز پايتخت بود! ميگن: چرا؟! ميگه: آخه اون وقت به ماميگفتن بچه تهرون!

118- اردبيل زلزله مياد،‌ تركه زنگ ميزنه مسئوليتش رو بر عهده ميگيره!

119- تركه كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته:‌ سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، مي‌پرسه: ببخشيد قربان، مي‌تونم بپرسم داريد چيكار مي‌كنيد؟ تركه يقه يارو رو ميگيره، پرتش مي‌كنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!

120- به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه:‌ كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!

121- تركه از يكي ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، تركه ميگه:‌ بايد خيلي برم؟!

122-: تركه از اونجا رد ميشده ميگه:‌ احمق جون اگه جاي كلاس زبان كلاس شنا رفته بودي الان غرق نميشدي!help me, hellllp! آمريكاييه داشته تو رودخونه غرق ميشده،‌ هي داد ميزده

123- تمساحه ميره گدايي،‌ ميگه:‌به من بدبختِ مارمولك كمك كنيد!

124- تركه سربازيش تموم ميشه، وقتي كارت پايان خدمتشو بهش ميدن، نگاه ميكنه ميگه: ‌اي بابا، من كه ازينا چهارتا دارم!

125- تركه چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش غولش در مياد ميگه: ‌دو تا آرزو بكن. تركه ميگه: يه نوشابه خنك ميخوام كه هيچ وقت تموم نشه. غوله بهش ميده، تركه يكم ميخوره ميگه: ‌به به! چقدر خنكه! يكي ديگه هم بده!

126- تركه يه بسته هزار تومني ميشمره، 250 تومن كم مياره!

127- به تركه ميگن خيلي آقايي. ميگه: ما بيشتر!

128- به لره ميگن: ببخشيد شما لريد؟‌ ميگه: نه پس انم با اين سبيل پهنم؟!

129- از تركه مي‌پرسن: بلدي پيانو بزني؟! ميگه: نه. ولي يه داداش دارم... اونم نه!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط XTAZI  | 

جوک

تركه با زنش رفته بوده سينما، تو فيلم يهو يه گاوه شروع مي‌كنه دويدن طرف تماشاچيا. تركه يهو ميپره زير صندلي، زنش ميگه: ‌بابا خجالت بكش! اين فيلمه. تركه ميگه: زن! من و تو مي‌دونيم فيلمه، گاوه كه نمي‌دونه! 102- تركه مي‌خواسته گردو بشكنه، گردو رو ميگذاره زير پاش، با آجر ميزنه تو سرش!

103- تركه ميره آمريكا پيش رفيقش. از قضا همون موقع كنسرت ابي بوده، رفيقش ميگه پاشو بريم يك حالي بكنيم. جلو در سالن، يك بابايي واستاده‌ بوده سي‌دي‌ مي‌فروخته، ‌هي داد مي‌‌زده: ‌سي‌دي ابي، سي‌دي‌ ابي. تركه يك نگاهي به يارو مي‌كنه، به رفيقش ميگه: ببين توروخدا مردم چه خنگن! اين يارو اين همه سال تو آمريكا بوده،‌ هنوز اِي بي سي دي رو ياد نگرفته!

104- تركه ميره بقالي،‌ مي‌بينه رو ديوار بزرگ نوشتن: علي با ماست! حسن با ماست! حسين با ماست! ميگه: ببخشيد اقا، شما ماست خالي نداريد؟!

105- دو تا برادره آخره شر بودن و پدر محل رو درآورده بودن، ديگه هروقت هرجا يك خراب كاريي ميشده، ملت ميدونستن زير سر اين دوتاست. خلاصه آخر بابا ننشون شاكي ميشن، ميرن پيش كشيشِ محل، ميگن:‌ تورو خدا يكم اين بچه‌هاي مارو نصيحت كنيد،‌ پدر مارو درآوردن. كشيشه ميگه: ‌باشه، ولي من زورم به جفتِ اينا نميده، بايد يكي يكي بياريدشون. خلاصه اول داداش كوچيكه رو ميارن، كشيشه ازش ميپرسه: پسرم، ‌مي‌دوني خدا كجاست؟ پسره جوابشو نمي‌ده، همين جور در و ديوار ر و نگاه مي‌كنه. باز يارو مي‌پرسه: پسرجان، مي‌دوني خدا كجاست؟ دوباره پسره به روش نمياره. خلاصه دو سه بار كشيشه همينو مي‌پرسه و پسره هم بروش نمياره، آخر كشيشه شاكي ميشه، داد ميزنه: بهت گفتم خدا كجاست؟! پسره مي‌زنه زير گريه و در ميره تو اتاقش، در رو هم پشتش مي‌بنده. داداش بزرگه ازش مي‌پرسه: چي شده؟ پسره ميگه: بدبخت شديم! خدا گم شده، همه فكر مي‌كنن ما برش داشتيم!

106- تركه هر روز زنگ يك كليسا رو مي‌زده و در مي‌رفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه،‌ يك روز پشت در كمين مي‌كنه، تا تركه زنگ مي‌زنه، ‌خرشو مي‌گيره و مي‌پرسه چيكار داري؟ تركه حول ميشه،‌ با تتپته ميگه: ببخشيد، ‌عيسي هست؟!

107- تركه ميره ساندويچي، ميگه: ببخشيد بندري داريد؟ يارو ميگه: بعله. تركه ميگه: پس قربون دستت، ‌بگذار يك حالي بكنيم!

108- ‌وسط اردبيل يه چاهي بوده، ‌هي ملت مي‌افتادن توش،زخم و زيلي مي‌شدن. ميان تو شهرداري يك جلسه برگذار مي‌كنن كه واسه اين مشكل يك راه حلي پيدا كنن. يكي از مهندسا پا ميشه ميگه: يافتم! ما يك آمبولانس مي‌گذاريم بغل اين چاه، ‌هركي افتاد توش رو سريع ببره بيمارستان. ملت همه هورا مي‌كشن..آفرين! ايول! دمت گرم!‌ يك مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق كه همتون نفهميد!‌ آخه اينم شد راه حل؟! ملت ميگن، خوب تو ميگي چي‌كار كنيم؟ يارو ميگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بيمارستان، كه بدبخت جون داده. ما بايد يك بيمارستان كنار اين چاه بسازيم، كه همه بهش سريع دسترسي داشته باشن! ملت ديگه خيلي حال مي‌كنن، كف مي‌زنن سوت مي‌كشن، كه ايول بابا تو چه مخي داري!‌ يهو يه مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق هرچي بهمون ميگن خر، حقمونه! آخه اين شد راه حل؟! اين همه خرج كنيم يك بيمارستان بسازيم كنار چاه كه چي بشه؟ مردم تعجب مي‌كنن،‌ميگن: خوب تو ميگي چيكار كنيم؟ يارو ميگه: بابا اين كه واضحه، ما اين چاهو پر مي‌كنيم، ميريم نزديك يك بيمارستان يك چاه مي‌زنيم!

109- تركه ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره!

110- تركه مهم ميشه زيرش خط ميكشن، تو امتحان مياد!

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط XTAZI  | 

happy valentin's day

valentin

+ نوشته شده در  ساعت   توسط XTAZI  | 

در هم

عشق يعني شب نخفتن تا سحر.....عشق يعني سجده با چشم تر عشق يعني ديده بر در دوختن.....عشق يعني از فراقش سوختن عشق يعني سر به دار آويختن.....عشق يعني اشک حسرت ريختن عشق يعني لحظه هاي ناب ناب.....عشق يعني لحظه هاي التهاب عشق يعني بنده فرمان شدن.....عشق يعني تا ابد رسوا شدن عشق يعني گم شدن در کوي دوست.....عشق يعني هر چه در دل آرزوست عشق يعني يک تيمم يک نماز.....عشق يعني عالمي راز و نياز عشق يعني يک تبسم يک نگاه.....عشق يعني تکيه گاه

 

آدم ها مثل کتابن از روي بعضي ها بايد مشق نوشت ... از روي بعضي ها بايد جريمه نوشت ... بعضي ها رو بايد چندبار خوند تا معنيشونو بفهميم ... و بعضي ها رو بايد نخونده دور انداخت

+ نوشته شده در  ساعت   توسط XTAZI  | 

از آهنگای هیچ کس

 تو مستی

با حضور ابلیس و انزو. آهنگساز: گالوس پروداکشنز. شعر از هیچ کس، ابلیس و انزو.

چرا ازم بدت میاد

آهنگساز: کینگز من، دی جی گروه پویزنس پوئتس. شعر از هیچ کس. آهنگ دارای قسمتهایی از پدر خوانده و تیریپ ما است

 

 واسه هر ایرانی

با حضور سامان ویلسون از زدبازی. آهنگساز شارپ پروداکشنز. شعر از هیچ کس و سامان ویلسون.

 

هیچ کس، ریویل  

با حضور ریویل از پویزنی پوئتس. آهنگساز دیوید بنر. شعر از هیچ کس و ریویل. رپ انگلیسی از ریویل از گروه پویزنس پوئتس.

 

 با هم

آهنگساز پژوم. شعر از هیچکس.

 

 پدرخوانده

آهنگساز بی ام جی. شعر از هیچکس.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط XTAZI  | 

جئوگرافى خانمها

* خانم ها در سن 18 تا 21 سالگي ، مانند آفريقا يا استراليا هستند : نيمه كشف شده، وحشى، با زيباي هاى افسون كننده ى طبيعى !

* در سن 21 تا 30 سالگى، مثل آمريكا يا ژاپن هستند: كاملا كشف شده ، بسيار توسعه يافته آماده براى معامله، مخصوصا معامله با پول نقد يا اتومبيل !

* در سن 30 تا 35 سالگي ، مانند هند يا اسپانيا هستند: بسيار داغ، آسوده خاطر و آرام و آگاه به زيبايى هاى خود !

* بين سن 35 تا 40 سالگى، مانند فرانسه يا آرژانتين هستند: بدين معنا كه اگر چه ممكن است در جريان جنگ نيمه ويران شده باشند، اما هنوز جاهاى بسيارى براى تماشا دارند !

* در سن 40 تا 50 سالگى ، مثل يوگسلاوى يا عراق هستند: جنگ را باخته اند ،هنوز گرفتار اشتباهات پيشين اند و به بازسازى كامل نياز دارند !

* بين 50 تا 60 سالگى ، مانند روسيه يا كانادا هستند: بسيار پهناور، آرام و مرز ها بدون مرزبان،اما سرماى زياد خلايق را از آنان فراري مي دهد !

* در سن 60 تا 70 سالگى ، مانند انگلستان يا مغولستان اند : با يك گذشته ى درخشان و بدون آينده !

* بعد از 70 سالگى ، شبيه آلبانى يا افغانستان اند : همگان ميدانند كه در كجايند، اما هيچكس به سراغ شان نمى رود !!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط XTAZI  | 

50cent

50cent
+ نوشته شده در  ساعت   توسط XTAZI  | 

50cent

50cent
+ نوشته شده در  ساعت   توسط XTAZI  | 

50cent

50cent
+ نوشته شده در  ساعت   توسط XTAZI  | 

50cent

+ نوشته شده در  ساعت   توسط XTAZI  | 

llody banks

llody banks
+ نوشته شده در  ساعت   توسط XTAZI  | 

50cent

50cent
+ نوشته شده در  ساعت   توسط XTAZI  | 

gunit-2

gunit-2
+ نوشته شده در  ساعت   توسط XTAZI  | 

llody banks

llody banks
+ نوشته شده در  ساعت   توسط XTAZI  | 

آهنگ

BLACK EYED PEAS   آلبوم >>> Monkey Business

DJ ALIGATORE  آلبوم >>> Music is My Language

emrah   آلبوم >>> don

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط XTAZI  | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط XTAZI  | 

کیوون و شیر فرهاد


+ نوشته شده در  ساعت   توسط XTAZI  | 

ماشین

عکسایی از ماشینهای اسپرت



+ نوشته شده در  ساعت   توسط XTAZI  | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط XTAZI  | 

ازدواج

+ نوشته شده در  ساعت   توسط XTAZI  | 

جوک

۱- آن هنگامی که حضرت ابراهیم می خواست حضرت اسماعیل را قربانی کند از جانب خدا وحی زسید که ای ابی! اسی رو ولش کن شما در مقابل دوربین مخفی قرار دارید.
۲- معین ۲۰۰۵ : یه حلقه ی طلایی اسم تو روش نوشتم بیار تا پاکش کنم ریدی تو سرنوشتم.
۳- بم :  بم زلزله مياد،‌ غضنفر زنگ ميزنه مسئوليتش رو بر عهده ميگيره!
۴- یکی می گوزه جلو رفققاش ضایع می شه از خدا می خواد اونو ۳۰۰ سال مثل اصحاب کهف بخوابونه. خلاصه بعد از ۳۰۰ سال بلند می شه گرسنش می شه میره نانوایی سکه ای رو به نانوا می ده نانوا می گه : این چیه؟ این که مال عهد جاسم گوزوه!!!
۵- یکی می گوزه یه متر می پره هوا . می گن چی شد؟ می گه هیچی رو دنده بود!!!
۶- یکی می ره ثبت احوال می خواد اسمشو عوض کنه. مامور می رسه اسمت کیه ؟ می گه اکبر ان چهره . مامور می گه خوب حق داری می خوای به چی تغییرش بدی؟ می گه اصغر ان چهره!!!
۷- جنیفر لوپز : يك روزجنيفرلوپزآگهي ميده يه شوهر ميخوام خوشگل باشه زمين پول و...داشته باشه.تركه اگهي روميخونه همه چيزوميفروشه بليط آمريكاميخره با دسته گل ميره.جنيفر ازش ميپرسه خونه داري ميگه نه پول داري ميگه نه پس چي داري ميگه من نيومدم خواستگاري اومدم بگم رومن حساب نكني!!!
۸- به بامشاد مي گن زنت حاملست:مي گه اي اردل نامرد!!!
۹- ترك ميره نماز جمعه جو مي گيرتش موج مكزيكي ميره
۱۰- اصفهانی سوار تاکسی می شه از راننده می پرسه چقدر شد؟ راننده می گه پنج هزار تومن! اصفهانیه می گه : چه خبره همه جا که چهار هزار می گیرن تازه من سه هزار تومن بیشتر همراهم نیست. فعلاْ این دوهزار خدمت شما باشه. یارو می شمره می بینه هزار تومنه
۱۱- پشت کنکوری ادعای پیغمبری می کرد می گن همین طوری که نمی شه باید بری غار حرا تا جبرئیل به تو نازل شه. اونم می ره و بعد از مدتی با دست و پای خونین و شکسته می یاد. می گن چی شد؟ می گه هیچی . رفتم غار حرا ولی جبرئیل با قطار به طرفم اومد
۱۲- یکی ادعای پیغمبری می کنه می گن پس کتابت کو؟ می گه فعلاْ جزوه می گم بنویسید تا بعد.
۱۳-
پيرزنه قرص ايكس مي خوره مي ره وسط خيابون ميگه : من ترانه 15 سال دارم
۱۴- پيرزن :باز زنگ خونه ما را زدي اومدي گدايي گدا: پس توقع داشتي بيام خواستگاري !!!
+ نوشته شده در  ساعت   توسط XTAZI  | 

جوک

1- رشتيه ميره نجاري ميگه اوسا يه كمد برام بساز كه توش اصغر اقا نباشه
2- تركه تو كليسا نشسته بود ميبينه يه دخترميزون ميادتو . ترکه می ره  پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره ميشينه جلوي محراب و ميگه اي خدا تو به من همه چي دادي پول،قيافه،خانواده خوب و...فقط ازت يه شوهرخوب ميخوام يهو تركه از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه عيسي هل نده خودم ميرم
3- ترکه می خواد سر به سر خدا بذاره زنگ مسجدو می زنه فرار می کنه.
4- يه بار تركي اسم بچه هاشو مي ذاره كره خر1 ، كره خر 2 ، كره خر 3 و...
5- يه كور و يه كر و يه كچل و يه فلج ايستادن يهو كوره مي گه چند نفرو مي بينم كره مي گه صداشونو مي شنوم فلجه مي گه بيا فرار كنيم كچله مي گه همين جا مي ايستم اگه يه مو از سرم كم شد من مي دونم و اونا
6- يه بار يه تركه كتابفروشي مي زنه مي نويسه جلد دوم قرآن رسيد ميان 10سال ميندازنش زندان . بعد از آزادي يه عكاسي مي زنه مي نويسه : ظهور امام زمان در 17 دقيقه!
7- به ترکه می گم اسکول ترین خواننده مرد کیه؟ می گه حبیب چون تار می زنه می گه " صدای دهل می آد "
8- از تركه ميپرسن نظرت راجع به زلزله بم چيه ؟ ميگه مشت محكمي به دهن امريكا بود.
9- يه روز يه تركه مي ره توالت وفتي مي آد بيرون مي بينند داره با چوب به باسن خودش مي زنه مي گن چرا اينكارو مي كني مي گه پدر سگ رفته اون تو صداشو براي من بلند مي كنه.
10-
سه تا آباداني داشتن براي هم خالي مي‌بستند. اولي مي‌گه: من مثل حضرت علي هستم. با يه دست در خيبرو از جا مي‌كنم. دومي مي‌گه: اين كه چيزي نيست. من مثل حضرت عباسم. با يه ضربه شمشير 100 نفر رو مي‌كشم. سومي چيزي نمي‌گه و زل مي زنه به دريا و ساكت مي‌شينه. دوستاش ميگن: كا... چرا چيزي نمي‌گي؟ ميگه: تا حالا ديدي حضرت مهدي حرف بزنه؟!
11-
يه هواپيما تو قبرستون تبريز سقوط ميكنه، فردا راديو تبريز ميگه: شب گذشته يك فروند هواپيماي توپولوف در حومة شهر تبريز سقوط كرده و تا اين لحظه 34513 جسد كشف شده! عمليات براي يافتن اجساد بقيه قربانيان همچنان ادامه دارد!!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط XTAZI  | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط XTAZI  | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط XTAZI  | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط XTAZI  | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط XTAZI  | 

ماچ

+ نوشته شده در  ساعت   توسط XTAZI  | 

کاریکاتور شبهای برره

کاریکاتور بازیگران شب های برره به قلم حسین صافی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط XTAZI  | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط XTAZI  | 

اگر شبهاي برره يه جا جز ايران الان ساخته مي شد ...!

اگر شبهاي برره يه جا جز ايران الان ساخته مي شد ...!
 

اگه شب هاي برره تو يه كشور ديگه، ساخته مي شد، اين ريختي نمي شد؟


(كيانوش با شلوارك نشسته وسط اطاق ، سحرناز و ليلون ميان تو)

سحرناز : اين چه وضعي بيد ؟ هان ؟ مگه نوبيني ليلون هم با منه، تو حيا نداشته بيدي؟هان هان هان ؟
كيانوش : ليلون خانوم خودشون متاهل هستن ، اين حرفا چيه آخه ؟
سحرناز : فرقي نداشته بيد ، تو برره متاهل و مجرد همه تشنه اينجور چيزا بيدن... پاوشو ...پاوشو شلوارت رو وپوش ...
كيانوش : بابا بخدا تو شهر ما بدتر از اين هم مي شينيم پيش مهمون ...
سحرناز : هـــا ، اونجا شهر بيد ، اينجا برره است ، اين ليلون هم كه مي بيني هيز بيد ، داره از خودش نگاه دروكنه ...د پاوشو ...
 


-كاباره سنتي برره-
(همه نشستن ، ياور طغرل و نظام ميان تو ...)

ياور طغرل : امروز به مناسبت روز ولنتاين همگي ويسكي نخود مهمان سردار خان مي باشند ...
نظام (دووبرره) : هه هه هه هه ... اهم اهم ... من گرد نخود هم زده بيدم ، روش ويسكي نخود وچسبه ها ... اهم اهم...
سردار خان : كافه چي ، دوز ويسكيشو بيشتر كن امروز ملت برن فضا! آره قربونش...!

( همه زن و مرد ويسكي نخود خوردن ، مي رن ديسكو برره ، دارن مي رقصن كه ...)

ليلون داره با شير فرهاد از خودش تانگو در وكنه كه كيوون مياد جلو و يقه شيرفرهاد رو مي گيره : من تو رو وكشم ، وكشم ، با خواهر من تانگو ورقصي ؟ من تو رو وكشم...
كيانوش مست مست دست از رقص با سحرناز برمي داره مياد جلو : بابا ولش كن ! اينا باهم ازدواج كردن ، به تو چه آخه ، زيادي خورديا ... اي بابا
كيوون : ها ، راست وگويي ، ورقصين ، ورقصين ...
سالار خان : شادوونه خانوم ، ويا از خودمون رقص در وكنيم ديگه ...
شادوونه : وي ي ي ... سالار خان ... اين حرفا چي بيد ... از تو سني گذشته بيد ...
شاخ شمشاد : شادوونه جون ، نيگاه وكن من چه ريختي با شوهرم ورقصم ...

(دوربين مي ره رو شير فرهاد)
صداي وجدان شير فرهاد : تو خجالت نوكشي بي غيرت ؟
شير فرهاد : ها... كي بيده ؟
صداي وجدان شير فرهاد : منم ابله ... وجدانت بيدم ...
شير فرهاد : ورو بعدا بيا ، الان مست پاتيل بيدم
صداي وجدان شير فرهاد : چلمنگ ، دووبرره از پشت به ليلوون تكيه وداده ...
شير فرهاد : هـــــا... من الان تو فضا بيدم ... بعدا حسابشو ورسم ... حالا ورو ... از خودت فاز منفي در نوكن...

 


-تو ميدون برره-
(كيوون واستاده ، جلو دخترا رو مي گيره ...)

كيوون : لب وده ...
دختره : ولم كن بابا ، من دوست پسر داشته بيدم ...
كيوون : لب زور وده ...
(كيوون و دختره لب رو لب ... بعد 5 دقيقه)
كيوون : ورو ! دهنت بوي گند وده ... ورو...
(بعدي...)
كيوون : لب وده ... لب زور وده ...
ليلوون : نو خجالت نمي كشي ؟ به خواهرتم رحم نوكني ؟
كيوون : فرقي نداشته بيد ، من لب وخوام ... لب وده ...
(ليلوون در ميره ، كيوون پشت سرش)

 


(بگوري دم ژاندارمري ...)
ياور : بگور ... يه شعر بگو ببينم ...
بگوري : از خودم يه شعر در وكردم ، وخوونم ؟
ياور : بخون كتكله...
بگوري : نمره بيست كلاسو نوخوام ، بهترين هوش و حواسو نوخوام ، من فقط تو رو وخوام
بگوري : خــــوب بـــيـــــد؟ ، ويگولنسج ، اين شعر منو چندين سال بعد تو يه آهنگ معروف از خودشون در وكنن ...
ياور : اين چي بود چمپت ؟ يكي ديگه بخون ....
بگوري : 20 تومن وشد ...
ياور : از مامور دولت پول مي گيري ؟‌بندازمت زندون كتكله ؟
بگوري : خوب باشه ، پول نوده ، نوش جونت بيد
بگوري : ورو ، ورو ، دلم تو رو تو رو نخواسته بيد ، ورو ورو ، نوخوامت اين همه ...
بگوري : اين شعر منم قراره شير-آرش چند سال ديگه وخوونه ، خوب بـــيــــد؟
(ياور طغرل به دوربين زل مي زنه)

+ نوشته شده در  ساعت   توسط XTAZI  | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط XTAZI  |