آهنگ
اینم crazy hit

..::XTAZI::..
تركه تو كليسا نشسته بوده، يهو ميبينه يه دختر خيلي ميزون مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي، پول دادي، قيافه دادي، خانواده خوب دادي...فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام..اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح! خودت كمكم كن! تركه از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده! خودم ميرم!
تركه ميخواسته زيردريايي آمريكاييا تو خليج فارس رو غرق كنه، در ميزنه فرار ميكنه
تركه ميره امام رضا احساساتي ميشه ميگه: امام علي قربون لب تشنت برم پس كي ظهور ميكني؟
عربه ميره مغازه با لهجه ميگه:آقا رُبععع دارين؟ يارو ميگه: داريم، ولي نه به اين غليظي!
تركه زنگ ميزنه به صدا سيما، ميگه: بابا اين چه وضعيه؟! اين چه تصاويره مستهجني بود كه تو ان سريال امام علي نشون داديد؟! يارو بهش ميگه: قربان ما كه فقط پاها رو نشون داديم. تركه ميگه: بابا تلوزيون من پرش داشت، همه جاشو ديديم!
تركه تو يك شب برف و بوراني داشته از سر زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده، يك قطار هم داره ازون دور مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. رانندة قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه قطار واستاد، تركه يك نارنجك درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه تركه رو ميگيرن ميبيرن بازجويي، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! تركه ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم
يه هواپيما تو قبرستون تبريز سقوط ميكنه، فردا راديو تبريز ميگه: شب گذشته يك فروند هواپيماي توپولوف در حومة شهر تبريز سقوط كرده و تا اين لحظه 34513 جسد كشف شده! عمليات براي يافتن اجساد بقيه قربانيان همچنان ادامه دارد
به تركه ميگن چقدر تو خري ميگه حالا بابامو نديدي به ترکه میگن با عبادت جمله بساز میگه
:Don’t worry about that
![]()
يه ترك ميره اصفهان پولكي ميخوره ميگه عجب چيبس شيريني بود ![]()
يك روزيك تركه تو اسمان يك موشك ميبينه ميگه قدرت خدا را نگاه كن قوطي حلب در هوا ترتر ميكند ![]()
![]()
تركه جلوي دوست دخترش مي خوره زمين ميگه: داري حركتووو!![]()
یک روز یه ترکه مست میکنه سوار خرش میشه و خره یه راست میبرتش تو کمیته و ترکه رو تا جاداره میزنتش بعد وقتی میان خونه ترکه تا میخوره خره رو میزنه؟
مردم میگن چرا زبون بسته رو میزنی ترکه میگه: ما سه تا برادریم این اخری حزب اللهی در امده
71- یه روز یه ترکه میره دستشوی یهو عطسه می کنه با خودش میگه فکر کنم سروته نشستم
72- ترك ميشينه تو تاكسي، راننده بهش ميگه: داداش دستت لاي در گير نكنه. تركه هم مياد آخر مرام بگذاره، ميگه: داداش سرت لاي در گير نكنه
73- تركه ميره خواستگاري، مادر- پدر دختره بهش جواب رد ميدن، ميگن دختر ما داره درس ميخونه. تركه ميگه: ايشكال نداره، من ميرم دو ساعت ديگه برميگردم
74- تركه داشته راديو پيام گوش ميداده، گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بستهاست، راه انقلاب هم به امام حسين بستهاست... تركه ميگه: باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي به امام حسين قسم ميخوري؟!
75- تو اردبيل فيلم شام اخر رو ميزارن همه مردم با قابلمه ميرن سينما
76- تركه با زير شلواري ميره خواستگاري باباي دختره ميگه اقا قدمتون رو چشم ما، ولي چرا با زير شلواري اومدي تركه ميگه گفتيم شايد قسمت شد وما امشب مانديم اينجا
77- داشتندتو رشت آمار میگرفتند. یارو در خونه رشتیه رو میزنه ومیپرسه شما چند نفرید؟ زنه میگه من یکنفرم شما چند نفرید؟؟؟
61- تركه خودشو دار ميزنه، بعلت ضربه مغزي ميميره! ميان ميبينند با كِش خودشو دار زده!
62- يه جايي جشن بوده، تركه همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟ تركه ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!
63- تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباش ور ميداره، هول ميشه ميگه: ببخشيد توپمون افتاده!
64- يارو تركه تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، تركه ميگه: بچهها در رين صاحابش اومد!
65- ترکه نفر اول شنا میشه. ازش می پرسن از کجا شروع کردی. میگه: از زمین خاکی
66- دو ديوانه با هم گفتگو ميكردند. اولي: اگر گفتي فرق كلاغ چيه؟ دومي: خوب معلومه! اين بالش از اون بالش مساويتره!
67- يه تركه سرشو قيرگوني كرده بود، ميگن چرا اينجوري كردي؟ ميگه: بينيام چكه ميكرد!
68- تركه ميره بقالي، ميبينه رو ديوار بزرگ نوشتن: علي با ماست! حسن با ماست! حسين با ماست! ميگه: ببخشيد اقا، شما ماست خالي نداريد؟!
69- تركه ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره!
70- آمريكاييه داشته تو رودخونه غرق ميشده، هي داد ميزده: help me, hellllp! تركه از اونجا رد ميشده ميگه: احمق جون اگه جاي كلاس زبان كلاس شنا رفته بودي الان غرق نميشدي!
57- يه روز يه تركه اشولاش گوشه بيمارستان بوده ازش ميپرسن چي شده مي گه:تو خيابون داشتم با موتورم ميرفتم يه تريلي هم داشت ميرفت تونگو داشته ميومده!
58- مردي با شورت در خيابان در حال قدم زدن بود شخصي از او پرسيد:چرا با شورت در خيابان قدم مي زني؟مرد گفت مگر نشنيدي كه ميگن شهر ما خانه ما
59- سه ديوانه هم اتاقي بودن - يك روز خبر آوردن كه دوتاشون بالا پايين مي پرن و ميگن كه ما سيب زميني هستيم و داريم تو روغن سرخ ميشيم و سومي ساكت نشسته ! رييس بيمارستان هم طبق معمول رفت كه اين ديوونه رو مرخص كنهه. پرسيد تو چرا با دوستات نيستي ؟ اون هم گفت : آخه من كف ماهيتابه چسبيدم
60- افسره جلوي يك ماشين رو ميگيره، به راننده ميگه: جناب شما به خاطر بستن كمربندِ ايمني، پنجاه هزار تومن از طرف انجمن حمايت از ايمني راهها جايزه برديد. حالا مي خوايد با اين پول چيكاركنيد؟ يارو ميگه: فكر كنم باهاش برم گواهينامم رو بگيرم! يك زنه كنار دستش نشسته بوده، ميگه: گوش نكنيد جناب سروان، اين شوهر من وقتي مسته يك بند كس ميگه! تو صندلي عقب، يك جوونكي خواب بوده، ازين سر و صدا بلند ميشه، ميگه: من همون اول گفتم با ماشين دزدي نميشه فرار كرد!! يهو يك نفر از تو صندوق عقب داد ميزنه: ببينم بالاخره از مرز گذشتيم يا نه؟!!!
۴۲- يه روز ترکه ميگه عزيزم خيلي تنگ شدي مي ترسم اگه پامو توت بکنم جر بخوري(جورابش رو مي گفته)
۴۳- يارو جاهله با بابا- ننش ميره خواستگاري. مامان پسره ميپرسه: اسم عروس خانوم چيه؟ مادر عروس ميگه: مريم، كنيزتونه. يك مدت ميگذره، باباي عروس ميپرسه: اسم آقا داماد چيه؟ باباي جاهاله ميگه: غلام، ... تونه!!!
۴۴- تركه ميره سيگار فروشي: آقا سيگار برگ دارين؟ خير. پس يك بسته كوبيده بدين!
۴۵- يه روز تو يه كلاس درس تو قزوين خانم معلم از شاگردها ميپرسه:
بچه ها چرا چشماي گاو هميشه خماره؟
يكي از بچه ها ميگه معلومه خانم، اگه ... شما رو هم صبح تا شب ميماليدن ولي ... چشماتون هميشه خمار بود.
46- ترکه دوپینگ می کنه میره مسابقه دو ولی برای اینکه کسی نفهمه که دوپینگ کرده آخر می شه
47- از یه قزوینیه می پرسن بزرگترین سد دنیا چیه؟ می گه شلوار
48- لره با ذوق و شوق به دوستش می گه بالا خره بعد از دو سال پازلمو تموم کردم. رفیقش می گه فکر نمی کنی خیلی روش وقت گذاشتی؟ لره می گه نه بابا پشت جعبش نوشته بود 3 تا 7 سال
49- یه فیل یه مرد رو لخت می بینه می زنه زیر خنده مرده می گه چیه؟
میگه تو چه جوری با اون غذا می خوری!!
50- بازرس اومده بود از مدرسه بازديد كنه. يكي از بچه ها رو صدا كرد و گفت: يك سوال مي پرسم تا سطح علمي تو رو بدونم.بگو ببينم كي درِ قلعه ي خيبر رو شكست؟ دانش آموز ميزنهزير گريهو ميگه:آقا به خدا كار ما نيست.بازرس عصباني ميشه و ميره پيش معلم و موضوع رو تعريف ميكنه.معلمه ميگه:من فكر نكنم كار اون باشه آخه اون بچه ي خوبي.بازرس كه كلافه شده بود ميره پيشه مدير و ههمه چي رو تعريف ميكنه.مدير هم ميگه:اشكالي نداره شما بگيد چقدر خرج داره خودم ميدم.
51- اردبيل جشن ميلاد حضرت مهدي رو مي گيرن به هر كسي كه اسمش ميلاد بوده جايزه ميدن !!!
52- از تركه ميپرسن شما همتون اينقدر ساده اين؟ ميگه: نه بابا، راهراهمون تو آفريقاست
۵۳- تركه ميره مغازه ميگه: آقا يه بيسكويت خوب بدين. بقاله ميگه: ساقه طلايي خوبه؟ تركه ميگه نه. ميگه:ويفر خوبه؟ ميگه نه. ميگه گرجي خوبه؟ ميگه نه. ميگه: مادر خوبه؟ تركه ميگه: قربان شما، دست بوسن.
54- ترکه سواره اتوبوس می شه، سرش می خوره به نرده وسط اتوبوس. می بینه همه دستش گرفتند، میگه: کو ولش کنین ببینم چی میخواد بگه.
55- ترکه شیلنگ آبو می گیره جلوی تلویزیونش میگه: مگه نگفتم اینجا فوتبال بازی نکنید.
ترکه جیرجیرک میگیره روش روغن می ماله
میگن گنجیشکه با یه موتور سوار تصادف میکنه بعد اینکه به هوش میاد می بینه تو قفسه. میگه بیا شانسو ببین موتور سوار مرد.
ترکه به سن بلوغ می رسه، دم در میاره.
داشتن تو قزوین دنبال آثار باستانی می گشتن، یه کتاب پیدا می کنن به نام "خسرو و فرهاد"
تركه ميره خياطي ميگه: با اين پارچه برام يه كت و شلوار بدوز، فردا نيام بگي سوزنم شكست، برق نبود، چرخم خراب شد، اصلا پدرسگ نميخواد بدوزي، پارچه رو بده...!
بچه رشتيه: آقا، نخود سياه دارين؟ بقال: آخ، آخ، بدو كه دارن مادرتو...!
رشتيه كاميون ميخره پشتش مينويسه: رسواي عالم، مادر.
پيرزنه از مكه بر ميگرده تو ساكش مشروب بوده، ميگن: اين چيه؟ ميگه: من كه پا نداشتم دور خونه خدا بچرخم، يه پيك ميزدم خونه خدا دورم ميچرخيد!
تركه ميره خواستگاري، دختره سبيل داشته، بهش ميگه: چرا سبيل داري؟ دختره ميزنه زير گريه، تركه ميخواد دلداري بده ميگه: مرد كه گريه نميكنه.
ترکه ساعت سه نصفِ شب زنگ ميزنه صدا و سيما، ميگه: ببخشيد آقا به نظرِ شما الان مسئول مملکت خوابه؟ يارو ميگه: نميدونم ولي احتمالاً بايد خواب باشن. ترکه ميگه: معذرت ميخوام؛ ولي آقاي رئيس جمهور چي، ايشون هم خوابه؟ يارو ميگه: نميدونم ولي يحتمل ايشون هم خواب باشن. ترکه ميگه: ببخشيد ولي آقاي وزير چي؟ يارو ميگه: احتمالاً ايشون هم خواب هستن، چطور؟ ترکه ميگه: پس دمت گرم حالا که همه اينا خوابن يه شو هندي بذار حال کنيم!
ترکه تصادف ميکنه، ملت علاف ميريزن دورش و شروع ميکنن نظر کارشناسي دادن. بالاخره بعد يک مدت افسر راهنمايي مياد، منتها اونقدر ملت هرکدوم واسه خودشون چرت و پرت ميگفتن که صداي افسره به جايي نميرسيده. ترکه شاکي ميشه، داد ميزنه: ساکت.. ساکت... يلده ديگه اينجا کسي جز جناب سروان حق گه خوردن نداره!
ترکه ميرسه سر يک صحنة تصادف، از يکي ميپرسه: ببخشيد قربان، اينجا چه خبره؟ يارو هم ميگه: هيچي آقا، اين بدبخت گوزپيچ شده! ترکه ميره تو فکر، بعد يک مدت يک بنده خداي ديگه مياد از ترکه ميپرسه: ببخشيد اينجا چي شده؟ ترکه ميگه: يلده منم خوب نفهميدم، نميدونم اين بابا پيچيديه گوزيده، گوزيده پيچيده، سر پيچ گوزيده؟!
ترکه زنگ ميزنه فلسطين، ميبينه اشغاله!
ترکه سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيهها! حالا 11 نفر ديگه از کجا بيارم؟!
عربه با دو تا خيار در دست ميره توي يک بقالي، ميگه:حاج آقا خيارشور داري؟ بقاله ميگه: بله. عربه ميگه: پس ولک بي زحمت اين دوتا رو هم بشور!
ترکه شاکي ميره ثبتاحوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضايست، بايد حتماٌ عوضش کنم. کارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟ ترکه ميگه: اصغرِ انچهره! کارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش کنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟ ترکه ميگه: اکبرِ انچهره!
ترکه پرتقال خوني ميخوره، ايدزميگير
از ترکه ميپرسن: ميدوني USA مخفف چيه؟ ميگه: يومالله سيزده آبان!
ترکه رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟! يارو ميگه: براي اينکه به نفر اول جايزه ميدن. ترکه يوخده فکر ميکنه، ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟!
تركه ميره مرغداري، جو ميگيردش... تخم ميكنه!!!
تركه دنبال دزد ميكنه، از دزده جلو ميزنه!!!
به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه: كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!
تركه از يكي ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، تركه ميگه: بايد
خيلي برم؟!
به تركه ميگن چي شد ترك شدي؟! ميگه: والله من اولش كه ترك نبودم، تو بيمارستان با يه بچه ترك عوض شدم!
تركه تو اتوبوس يه دختره خوشگل رو ميبينه، پياده كه ميشه شماره اتوبوس رو بر ميداره!
تركه مياد تهران، يه دختر خوشگل ميبينه، بهش ميگه: خانم اين دوست ختر كه ميگن شمايين؟!
تركه يه سكه اززير خاك پيدا ميكنه، روش نوشته بوده تاريخِ ضرب: 200
سال قبل از ميلاد!
قزوينيه ميره خونه يك ميليونره، دويست ميليون نقد ميدزده. بعد زنگ ميزنه خونه يارو ميگه: بچه رو بيارين پولارو ببرين!
از تركه ميپرسن شما همتون اينقدر ساده اين؟ ميگه: نه بابا، راهراهمون تو آفريقاست!
تركه سوار اتوبوس ميشه، ميره يك گوشه واميسته. راننده بهش ميگه: آقا
اين همه صندلي خالي، چرا نميشيني؟ تركه ميگه: حالا صبر كن، دو دقيقه ديگه همين يك ذره جا هم پيدا نميشه!
تركه ميره مغازه ميگه: آقا يه بيسكويت خوب بدين. بقاله ميگه: ساقه طلايي خوبه؟ تركه ميگه نه. ميگه: ويفر خوبه؟ ميگه نه . ميگه گرجي خوبه؟ ميگه نه. ميگه: مادر خوبه؟ تركه ميگه: قربان شما، دست بوسن!
تركه ميخواسته زيردريايي آمريكاييا تو خليج فارس رو غرق كنه، در ميزنه فرار ميكنه!
خانم ها و آقايان
سئوال : برخي خانم ها مثل چي هستند ؟
خانم ها مثل راديو هستند
هر چي مي خواهند مي گويند ولي هر چه بگويي نمي شنوند
خانم ها مثل شبكه اينترنت هستند
از هر موضوعي يك فايل اطلاعاتي دارند
خانم هامثل چسب دوقلو هستند
اگر دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد, ديگر بايد سيم را بريد
خانم ها مثل موتور گازي هستند
پر سر و صدا , كم سرعت , كم طاقت
خانم ها مثل رعد و برق هستند
اول برق چشمهاشون مي رسه , بعد رعد صداشون
خانم ها مثل ليمو شيرين هستند
اول شيرين و بعد تلخ مي شوند
خانم ها مثل موبايل هستند
هر وقت كاري مهم پيش مي آيد در دسترس نيستند
خانم ها مثل گچ هستند
اگر چند دقيقه مدارا كنيد آنچنان سخت مي شوند كه هيچ شكلي نمي گيرند
خانم ها مثل كنتور برق هستند
هر از چند سالي يكبار سن آنها صفر مي شود
خانم مثل فلزياب هستند
هرگاه از نزديكي طلافروشي رد مي شوند عكس العمل نشان مي دهند
مرد ها مثل چي هستند ؟
مردها مثل « مخلوط كن » هستند
در هر خانه يكي از آنها هست ولي نميدانيد به چه درد ميخورد
مردها مثل « آگهي بازرگاني » هستند
حتي يك كلمه از چيزهائي را كه ميگويند نميتوان باور كرد
مردها مثل « كامپيوتر » هستند
كاربري شان سخت است و هرگز حافظه اي قوي ندارند
مردها مثل « سيمان » هستند
وقتي جائي پهنشان ميكني بايد با كلنگ آنها را از جا بكني
مردها مثل « طالع بيني مجلات » هستند
هميشه به شما ميگويند كه چه بكنيد و معمولاً اشتباه مي گويند
مردها مثل « جاي پارك » هستند
خوب هايشان قبلا" اشغال شده و آنهائي كه باقي مانده اند يا كوچك هستند يا جلوي درب منزل مردم
مردها مثل « پاپ كورن » ( ذرت بو داده ) هستند
بامزه هستند ولي جاي غذا را نمي گيرند
مردها مثل « باران بهاري » هستند
هيچوقت نميدانيد كي مي آيند ، چقدر ادامه دارد و كي قطع ميشود
مردها مثل « پيكان دست دوم » هستند
ارزان هستند و غير قابل اطمينان
مردها مثل « موز » هستند
هرچه پيرتر ميشوند وارفته تر ميشوند
تركه تو كليسا نشسته بوده، يهو ميبينه يه دختر خيلي ميزون مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي، پول دادي، قيافه دادي، خانواده خوب دادي...فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام..اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح! خودت كمكم كن! تركه از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده! خودم ميرم!
تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباي طرف گوشي رو برميداره، هول ميشه ميگه: ساعت شانزده و پنجاه و چهار دقيقه!
تركه ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره!
تركه مهم ميشه زيرش خط ميكشن، تو امتحان مياد!
تركه ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!
تركه يه بسته هزار تومني ميشمره، 250 تومن كم مياره!
به تركه ميگن خيلي آقايي. ميگه: ما بيشتر!
از تركه ميپرسن شما تهراني هستين؟ ميگه: نه چشماتون قشنگ ميبينه!
تركه تو مانور شركت ميكنه، اسير ميشه!
تركه بچش نميخوابيده، بهش ژل ميزنه!
تركه زمين ميخوره، براي اينكه سه نشه تا خونه سينه خيز ميره!
تركه پشتش ميخواريده، هركار ميكرده دستش نميرسيده.... ميره رو
صندلي!!!
از تركه ميپرسن: چرا ترك شدي؟ ميگه: ايلده نمره منفي داشت!!!
تركه ميخواسته بره بهشت زهرا، گل گيرش نمياد كمپوت ميبره!!!
دو تا تركه ميرن سوراخ لاية اوزن رو بدوزن، خودشون ميمونن اونور!!!
از تركه ميرسن: اسمت چيه؟ ميگه: حمزه، ولي توخونه شيش كوچولو صِدام
ميكنن!!
تركه ميره ديسكو، همة پولاشو شاباش ميده!!
تركه خوابش سنگين بوده، تختش ميشكنه!!!
به تركه ميگن نظرت در مورد زلزله چيه؟ميگه :برنامه خوبيه ولي وقتش خيلي كمه!
ترکه عضو گروه امدادگر تو بم بوده بهش میگن دردناک ترین تصویری که دیدی چی بود؟
میگه:والا همه مردم زیر آوار موندن و مردن ولی دردناک ترین صحنه ِصحنه ای بود که داشتیم
یه خانواده رو دفن میکردیم بچه میگفت عمو منو دفن نکن.
۱ تركه شرتش سوراخ بوده غرق ميشه
۲ تركه داشته شنا ميكرده آهنگ تايتانيك ميذارن غرق ميشه
۳ به تركه ميگن نظرت در مورد فيلم تايتانيك چيه؟ميگه:والا فيلم خوبي بود،ولي آخر سر نفهميديم
تايتانيك،پسره بود يا دختر
به تركه ميگن:چي شد ترك شدي؟ ميگه: هــي ، امان از رفيق نا باب اولش با يه بربري شروع شد.
تركه رو به جرم جعل اسكناس !! دستگير مي كنن.چرا؟(بااين توضيحات كه از دستگاه چاپ وكاغذپول استفاده كرده بود) .
جواب:تركه اسكناس 70توماني جعل كرده بود.
تركه رو به جرم جعل اسكناس بيست تومني ميگيرند بهش ميگن چطور شد لو رفتي ؟ ميگه والا هيچي من فقط لاستيك هاي تراكتور رو رينگ اسپرت كردم !!!!!!!!!
يه روز يه ترکه ای داشته شامپو را بدون آب می ماليده رو سرش ازش می پرسن چرا بدون آب ميگه آخه روش نوشته برای موهای خشک
آرنولد ميره آبادان ... همون شب اول آبادانيه تو خيابون بهش گير می ده که ولک تورو جون بوات ... تو را جون ننت ... فردا ما رو که تو خيابون ديدی بهم سلام کن! خلاصه اونقدر التماس می کنه تا آخر آرنولد قبول می کنه. فرداش آبادانيه داشته با دو سه تا از رفيقاش تو خيابون چرخ ميزده..يهو ارنولد مياد ميگه: سلام عبود!آبادانيه ميگه :اه ه ...دوباره اين سريش اومد..!!
تركه زنگ ميزنه به صدا سيما، ميگه: بابا اين چه وضعيه؟! اين چه تصاويره مستهجني بود كه تو ان سريال امام علي نشون داديد؟! يارو بهش ميگه: قربان ما كه فقط پاها رو نشون داديم. تركه ميگه: بابا تلوزيون من پرش داشت، همه جاشو ديديم!
تو یه فیلم انگلیسی مرده به زنش میگه : شب بخیر لورا ... همه لورا تلویزیون رو خاموش میکنند میرن میخوابند !!!
يک قزويني با باباش ميرودحمام بعد باباش مي بيند پسرش کون خوبي داره ,وقتي مي خواهد اورا بکند پسرش ميگويد بابا من پسرتم بعد باباهه ميگه اهه مگه من بچه بابام نبودم
یه روز یه قزوینی وصیت میکنه اگه مرد جسدش رو بسوزونند و از اون پودر بچه بسازند.
تو یه فیلم انگلیسی مرده به زنش میگه : شب بخیر لورا ... همه لورا تلویزیون رو خاموش میکنند میرن میخوابند !!!
يک قزويني با باباش ميرودحمام بعد باباش مي بيند پسرش کون خوبي داره ,وقتي مي خواهد اورا بکند پسرش ميگويد بابا من پسرتم بعد باباهه ميگه اهه مگه من بچه بابام نبودم
یه روز یه قزوینی وصیت میکنه اگه مرد جسدش رو بسوزونند و از اون پودر بچه بسازند.
لره از تهران برميگرده لرستان دوستاش ازش ميپرسن چطور بود تهران؟ميگه خيلي خوب بود خيلي هم بچه هاي باحالي داشت رو من اسم يک گل هم گذاشته بودند.به من ميگفتند اسگل.
تركه داشته مي رفته بالاي تير چراغ برق ازش ميپرسن كجا ميري؟ ميگه دارم ميرم توت بخورم ميگن اينكه درخت توت نيست ميگه توت تو جيبمه
يه روز يه تركه مي خواسته مسا بقه بيست سوالي براي دوستاش طرح كنه مي گه هر كه تونس بگه تو جيب من چيچيه يکیشو ميدم نيمرو كنه !
یه ترکه پشت ماشینش نوشته بود یا زهرا یا هیچکس